تهیه و تدوین اثر و متن: مهرزاد شفیع پور 

در روزهایی که فشارهای اجتماعی و فرسودگی جمعی بر زندگی مردم ایران سایه انداخته و نوعی بی‌صداییِ سنگین در فضای عمومی رسوخ کرده است، طبیعت همچنان به ریتم پایدار و آرام خود ادامه می‌دهد.
در فراسوی این سکوت سهمگین، زیست‌بوم با نظمی دیرینه نفس می‌کشد؛ نسیم ملایم بر چهره‌ی زمین می‌وزد، شاخه‌ها در حرکت نرم باد نجوا می‌کنند و آواز پرندگان بر پهنه‌ی سکوت می‌نشیند. این صداها، هرچند ظریف و آرام، یادآور تداوم حیات‌اند؛ نشانه‌ای از اینکه جهان هنوز می‌تپد و امید، هرچند کم‌رنگ، در لابه‌لای روشنایی صبحگاهی جریان دارد.
آنجا که مه بر دامنه‌ی کوه می‌نشیند و نور روز آرام بر افق گشوده می‌شود، طبیعت نفسی تازه می‌کند؛ گویی با هر دم و بازدم خود، مرهمی بر روح خسته‌ی جامعه می‌گذارد و امکان دوباره‌ای برای زیستن را پیش چشم می‌گذارد.
در چنین روزگاری، بازگشت به طبیعت نه تنها یک نیاز زیست‌محیطی، بلکه ضرورتی انسانی است؛ ضرورتی برای بازیابی آرامش، امید و پیوند دوباره با جهان زنده‌ای که بی‌وقفه در کنار ما جریان دارد.

مکان و جغرافیای اثر:  ارتفاعات اختر آباد اردیبهشت ۱۴۰۵