نویسنده: مهرزاد شفیع پور

غروب یک روز سرد زمستانی بود؛ هوا چند درجه زیر صفر و باد یخ‌زده از دامنه‌های البرز به سمت دشت‌های کرج می‌وزید. در حاشیه رودخانه خشکیده کرج، میان تل‌های زباله و نخاله‌های ساختمانی، در سمت مددکار تیم امداد برای نجات جان بی‌خانمان‌ها از سرمای جانکاه، به چند آلونک برخوردیم؛ آلونک‌هایی که انسان‌هایی در آن‌ها خزیده بودند تا از گزند شبِ بی‌رحم در امان بمانند.
رودخانه کرج، که زمانی شریان حیاتی منطقه بود، امروز تنها بخش کوچکی از حریمش باز مانده؛ بخشی که محل تردد بی‌خانمان‌ها شده است. اما مابقی حریم و بستر رودخانه در تصرف مافیای شن و ماسه است؛ گودال‌هایی عظیم، به عمق 20 تا 30 متری، که تا چشم کار می‌کند در امتداد رودخانه کشیده شده‌اند. این چشم‌انداز هولناک، تصویری از تخریب عامدانه و سودجویانه طبیعت است؛ تخریبی که زیست‌بوم منطقه را از دامنه البرز جنوبی تا دشت‌های قم به ورطه نابودی کشانده است.
در برابر این صحنه، دو تصویر هم‌زمان در ذهنم نقش بست: یکی رودخانه‌ای خشکیده که نماد ورشکستگی آبی و فروپاشی طبیعت ایران است و دیگری انسان‌های بی‌پناه که درلابه‌لای تل‌های زباله، در برابر سرمای استخوان‌سوز، به دنبال پناهی ناچیز بودند؛ تصویری از فروپاشی اجتماعی و خدشه‌دار شدن کرامت انسان ایرانی.
این چرخه ویرانگر، از تخریب محیط‌زیست تا بحران‌های انسانی، پیامدهایی روشن دارد: خشکسالی، کمبود آب، آلودگی هوا، نابودی کشاورزی، بیکاری، مهاجرت، اعتیاد، حاشیه‌نشینی، بی‌خانمانی، تبهکاری، فرسایش جسمی و روحی و افزایش خودکشی. در چنین بستری، آلونک‌های بی‌خانمان‌ها تنها یک سرپناه نیستند؛ نشانه‌ای از فروپاشی طبیعت و جامعه هستند.
در میان چند آلونک، یکی بیش از همه نگاه مرا به خود جلب کرد: سرپناهی خیمه‌وار، با سقفی پوشیده از نایلون، بنرهای تبلیغاتی، پتو و تخته‌چوب؛ آلونکی که میان چهار ستون دکل برق فشارقوی بنا شده بود، گویی دکل برق نقش سقفی آهنین و ناگزیر را برای ساکنین آن ایفا می‌کرد.
در این آلونک، مردی تنها به نام رحمت زندگی می‌کرد؛ مردی که روزگاری در شهر بم، سقف‌های لرزان خانه‌های گلی، در سحرگاه پنجم دی‌ماه۱۳۸۲، بر سر خانواده‌اش فرو ریخت و همه هستی‌اش را در یک لحظه به خاک سپرد.
پناهگاه رحمت، پس از دو دهه، هنوز هیمنه فرو ریخته ارگ بم را در ذهنم تداعی می‌کند؛ گویی این آلونک، نسخه‌ای کوچک از آن ویرانی عظیم است. سرپناه رحمت، تصویر یک فرد بی‌خانمان بر اثر فقر یا اعتیاد نیست؛ تصویر فروپاشی کرامت هزاران خانواده ایرانی است که در زلزله‌های طبس، منجیل و بم، طی چهار دهه گذشته، از هم پاشیدند.