حسین راغفر، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا : مسئله بیکاری منشاء بسیاری از شرور دیگر از جمله احساس پوچ بودن، اضطراب‌ها و نابه‌سامانی‌های روحی و روانی در جامعه است به این دلیل اشکال مختلف فرار از واقعیت‌های تلخ بیکاری را در قالب پناه بردن به اعتیاد به خصوص در بین جوانان و اشکال مختلف جرم و جنایت می‌بینیم.
راغفر با بیان اینکه اگر این مسئله نابرابری در کار به طور منطقی در اثر رشد استعدادهای فردی صورت نگیرد، به اشکال منطقی بروز پیدا می‌کند، اظهار کرد: مثلاً جوانی که در خانواده فقیر بزرگ شده است و ظرفیت‌های توجه به او در جامعه به طور منطقی فراهم نشده است به زورگیری پناه می‌برد.
او تصریح کرد: رشد جرائم به منزله رشد ناامنی در جامعه است در نتیجه فرار مغزها و رشد خشونت را در جامعه داریم، ضمن اینکه نظم‌های اجتماعی ما به سمت نظم‌های مبتنی بر خشونت در داخل پیش می‌رود. این پدیده‌ها از قبیل کودک خیابانی، زن خیابانی و… هر کدام نشان‌ از پوسیده شدن لایه‌های عمیق اجتماعی دارد بعد از دهه هفتاد ظهور پیدا کرده‌اند.
عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا ادامه داد: این پوسیده شدن لایه‌های عمیق، امکان حفظ جامعه به عنوان یک جامعه عادلانه با غالب بودن همکاری اجتماعی را منتفی می‌کند. با توجه به فلسفه حفظ کرامت انسانی که موکد قانون اساسی است و حفظ آن، وظایفی را متوجه دولت کرده است اما بعد از جنگ، مسئولان قانون اساسی را در جوی آب انداختند در حالی که قانون اساسی یک میثاق دوجانبه بین ملت و حاکمیت است.
راغفر تاکید کرد: آن چیزی که از قانون اساسی استنباط می‌شود، باید اشتغال کامل و به حداکثر رساندن سخت‌کوشی و تلاش افراد به جای حداکثر کردن منافع فردی برطبق هدف نظام یعنی تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری کشور باشد. از آن محور تحت عنوان سیاست‌های اقتصاد نئولیبرال نام برده می‌شود.
او با بیان اینکه نابرابری‌های فاحش به طور طبیعی خود منشاء بسیاری از نابه‌سامانی‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است، گفت: کمیابی منابع، فرصت‌های شغلی ناکافی برای جمعیت جوان در حال رشد یا وجود نهادهای فاسد منجر به درگیری‌های نظامی بین کشورها در مناطق فقیر و ایجاد دور تسلسل شر، مرگ و شبکه‌ای درهم تنیده از مصیبت‌های ناشی از ارتباط تنگاتنگ بین فقر و ناامنی می‌شود.
او با اشاره به اینکه ریشه همه نابه‌سامانی‌های ما، نابرابری‌هایی است که خود موجد فقر و عامل نابرابری‌های دیگر است، گفت: ساختار قدرت و اتخاذ سیاست‌ها منجر به نابرابری می‌شوند اینکه چگونه و بین چه کسانی منابع ملی توزیع شود. در جامعه ایران به خصوص بعد از جنگ شاهد شکل‌گیری انواع مافیاهای پرقدرت که از منابع ملی تغذیه می‌کنند هستیم. تغذیه این مافیاها توسط نظام تصمیم‌گیری اساسی صورت می‌گیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا ادامه داد: نابرابری‌ها منشاء شکل‌گیری فقر هستند. فقر علت ناامنی‌های بعدی و پیامدهای بعدی است به عبارتی ناامنی‌های بعدی، فقر را عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر می‌کند. به سختی می‌توان این بافت درهم تنیده فقر و ناامنی را از هم باز کرد.
راغفر ادامه داد: مطالعات متعددی نشان می‌دهند که تنوع قومی حفاظی برای جلوگیری از خشونت است در حالی که در جامعه ما در اثر همین سیاست‌های فلج، تنوعات قومی زمینه‌های بددلی و کینه را رقم زده است. مهم‌ترین مولفه‌های ناامنی در همه جوامع سه عامل رشد اقتصادی نازل، درآمدهای پایین و وابستگی به منابع طبیعی است.
او افزود: همه مشکلات و بحران‌های اقتصاد ما از زمان جدی و عملیاتی شدن تحریم‌ها ظاهر شد. تا قبل از آن با تزریق پول نفت می‌توانستیم بسیاری از کاستی‌ها را به عقب انداخته و یا حداقل چهره عریان آنها را نشان ندهیم اما در صورت محدود شدن پول نفت و ارتزاق مافیاها این مشکلات ایجاد می‌شوند.
این اقتصاددان با بیان اینکه رشد نازل و نتایج اقتصادی ضعیف، محرک خشونت‌ها است، گفت: مطالعات نشان می‌دهد که بهبود شاخص‌های اقتصادی مثل افزایش درآمد مردم موجب کاهش ریسک درگیری می‌شوند بنابراین رشد اقتصادی و اینکه چگونه این رشد در بین مردم توزیع شود بسیار مهم است، باید رشد حامی فقرا باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا ادامه داد: توسعه پنج تا رمز دارد که اولین آن عزم سیاسی است منتها این عزم، زمانی صورت می‌گیرد که درک روشنی از مسئله داشته باشند. متاسفانه مسئولان عالی‌رتبه کشور ما درک روشنی از مسئله ندارند و از واقعیت‌های تلخ زندگی مردم آگاه نبوده و نمی‌دانند که چگونه فقر به استخوان مردم رسیده است و این بسیار جای نگرانی دارد.
او در پایان بیان کرد: ما باید مانع از شکل‌گیری و بروز کینه‌هایی شویم که احتمالاً ریشه تاریخی دارند و بایستی سوءظن‌ها را کم کنیم.