نویسنده: مهرزاد شفیع پور

رنج و کوچ روایتی است زاده تخیل اما برگرفته از پس زمینه، ساخت و برساخته واقعیت های اجتماعی جامعه امروز و دیروز ایران. نویسنده داستان با رویکردی نوگرا با تاکید بر سوژه های درونی داستان، بازی های زبانی، نقش پررنگ زنان، اهمیت بخشی به روایت خُرد قومی و محلی در پی پیوند دادن این روایت به تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران بخصوص در دوران معاصراست. این داستان با به تصویر کشیدن سرنوشت مردم و اقوام ایرانی و غلبه دولت ها برآنان به دنبال نقد فضای امروز و دیروز جامعه ایران است.

 به نظر داستان تفسیری اجتماعی است از روابط خاص بین حاکمیت و مردم که از هر یک رفتارهای خاص سر می زند. راوی کنش های طرفین را با آشکارسازی و رفتار متقابل مردم و امنیه ها یا سربازان (که نماینده تام اختیار دولت ها در طول تاریخ بوده اند) در قالب معانی، گزاره های نمادین، مقاصد و قواعدی که جهت رفتار کنشگران را مشخص می سازند به زیبایی صورت بندی می کند.او رفتارها و باورهای مردمان این دیار را به وضوح بیان می کند تا خواننده فهمی در باب این کنشها به دست آورد. بنابراین معرفت پس زمینه ای که توسط این داستان تولید و باز تولید می شود قابل توجه است.

این داستان پس از مقدمه چینی با وصف زنان و دختران جنوب غرب ایران آغاز می شود و مضمونی اجتماعی دارد که کل داستان حول محور قتل چند تن از امنیه های یک پاسگاه روستایی و دستگیری کدخدایان کل منطقه به منظور شناسایی و مجازات قاتلین امنیه ها و رنج مردمان آن دیار به خاطرآن واقعه می باشد.

اما شخصیت های اصلی داستان جیران و شوهرش غلامعلی اند که کدخدای یکی از آن روستاهاست که در ادامه بخشی از مضامین اجتماعی داستان (که گفتگویست بین برادر غلامعلی یعنی صید علی و زنش رقیه) به منظور آشنایی و تشویق مخاطبین به خواندن داستان آمده است.