یادداشتی از دکتر نعمت اله فاضلی جامعه شناس و استاد دانشگاه 

امروز زندگی و شعرهای حیدر یغمای خشتمال نیشابوری را خواندم. حالم خوب شد و جانم جوانه زد. برایم قصه حاج سید اصغر حمال هم تداعی شد. منتها یکی زندگی اصیل و خلاق دارد و جاودانه می شود، و آن دیگری زندگی انگلی و رانتی، و فراموش می گردد. می خواستم عنوان یادداشتم را بگذارم خشتمال ها و حمال ها.
یغما کارگری ساده و خشتمال بود.در روستای صومعه نیشابور در ۱۳۰۲ به دنیا آمد و ۱۳۶۶ از میان ما رفت. چهل سالگی سرودن آغازید و همان زمان سواد آموخت. عمرش را خشتمالی کرد و تخلصش را هم خشتمال گذاشت…

این روزها که ایران گرفتار بحران ها و فلاکت هاست، یادآوری های خشتمال نیشابوری سازنده و آموزنده است. به قول کی یرکگور کار شاعران یادآوری است؛ یادآوری ظرفیت ها، ارزش ها و زیبایی های روح انسان تا راهنمای ما شوند. یادآوری های شاعران در این روزها را فراموش نکنیم.
زندگی خشتمال نیشابوری یادآوری شگفتی هم دارد که فراتر از اشعار اوست. تاریخ، حداقل تاریخ ایران، نشان می- دهد خشتمال ها ماندگارند نه حاج سید اصغر حمال ها. به یاد آریم که امروز خشتمال و زندگی اصیلش خورشید نورانی و راهنمای زندگی اصیل و شرافتمدانه است، و هزاران حاج سید اصغر حمال با همه صندلی ها و ثروت های بادآورده و رانتی شان در گورستان فراموشی دفن شده اند و بعد از این هم چنین خواهد شد…